مجلس در حال بحث درباره این است که آیا استیبلکوینها میتوانند بانکداری محلی را کاهش دهند یا خیر. لابی بانکی میگوید بله، اما دادهها خلاف آن را نشان میدهد.
من این نتیجهگیری را به سادگی نمیگیرم. پدر من بیش از ۳۰ سال در یک بانک محلی در ایلینوی کار کرده است. من در این شهر حدود پنج هزار نفری بزرگ شدم، جایی که مشتریان به خاطر فناوری سریعتر بانک محلی آن را انتخاب نمیکردند، بلکه چون این بانک آنها را میشناخت.
این تجربه یکی از دلایلی است که من بانکهای جامعه را جدی میگیرم و همچنین دلیل عدم اعتقاد من به این استدلال است که استیبلکوینها قرار است ودیعههای آنها را بکشند.
استیبلکوینها مهمترین بهروز رسانی در زیرساختهای پرداخت در یک نسل هستند. آنها پول را سریعتر، قابل برنامهریزیتر و قابل دسترسی بیشتر در سراسر مرزها میکنند، بر خلاف مسیرهای بانکی که کسبوکارها هنوز به آنها وابستهاند.
با این حال، با پیشرفت قانون وضوح بازار داراییهای دیجیتال در کنگره، پس از موافقت مجلس سنا، لابی بانکی تلاش میکند دامن زدن به بحث به یک ادعا محدود شود: اگر استیبلکوینها رشد کنند، ودیعهها از بانکهای محلی خارج میشود.
آرثر هیز میگوید بازار در حال خواب است.
ممکن است این پیام سیاسی مؤثر باشد، اما استیبلکوینها را به نقطهچین گفتوگو در مبارزهای گستردهتر علیه رقابت تبدیل میکند. مجلس نباید یکی از پیشرفتهای روشن در زیرساختهای پرداخت را برای محافظت از بانکها در برابر تهدیدی که اثبات نشده است، محدود کند.
این تهدید زمانی کمتری معتبر به نظر میرسد که بانکهای جامعه بر اساس شرایط خودشان درک شوند. آنها زنده نمیمانند چون مشتریان راه دیگری برای جابجایی پول ندارند، بلکه به دلیل اعتماد، روابط و خدماتی که استیبلکوینها جایگزین نمیکنند، زنده میمانند. یک کشاورز که بر بانک محلی برای اعتبارات فصلی، تامین تجهیزات، وامهای عملیاتی و دانش دههها اعتماد دارد، همان تصمیم را نمیگیرد که شرکت فینتک با مسیر تسویه سریعتر.
بانکهای جامعه تنها حدود یک دهم داراییهای بانکی آمریکا را دارند، اما بیش از یک سوم وامهای کسبوکار کوچک و نزدیک به دو سوم وامهای کشاورزی در سراسر کشور را تامین میکنند. بنابراین، این بحث باید فراتر از ودیعهها باشد.
استدلال لابی بانکی استیبلکوینها را جوری نشان میدهد که هر دلار که در زنجیره روی بلاکچین منتقل میشود، یعنی دلار در حال خروج از سیستم بانکی است، در حالی که این طور نیست. فعالیت استیبلکوینها هنوز بر پایه بانکها، صرافیهای تنظیمشده، نگهدارندگان، شرکتهای پرداخت و نقاط دسترسی به ارزهای فیات استوار است. سوال این نیست که آیا بانکها ناپدید میشوند، بلکه این است که کدام موسسات به اندازه کافی سریع تطابق پیدا میکنند تا در فاز بعدی جابجایی پول مشارکت داشته باشند.
استیبلکوینها دیگر بازار حاشیهای نیستند. عرضه کلی آنها از ۳۰۰ میلیارد دلار گذشت و USDT₮، بزرگترین استیبلکوین، موقتاً از اتریوم در رتبهبندی بازار بالاتر رفت و تبدیل به دومین دارایی دیجیتال بزرگ پس از بیتکوین شد. بانکها حق دارند به این موضوع اهمیت دهند.
اما توجه کردن متفاوت است با فشار آوردن به کنگره برای کند کردن بازار.
استیبلکوینها رقابتهای جدید در حوزه پرداخت، تسویه، شناور و روابط با مشتریان ایجاد میکنند. بخشی از این رقابتها برای بانکها ناخوشایند است، و این طبیعی است. فناوری مالی تنها زمانی پیشرفت میکند که دولتهای حاکم راحت نباشند.
این به معنی تهدید سیستمیک برای بانکهای جامعه نیست.
پیشینهای در این زمینه وجود دارد. در دهه گذشته، شرکتهای فینتک ویژگیهای بانکی را در برنامههای مصرفکننده، پلتفرمهای کسبوکار، ابزارهای حقوق و دستمزد، محصولات وامدهی و سامانههای پرداخت تعبیه کردند، غالباً با همکاری بانکها. این تغییر در نحوه تعامل مشتریان با خدمات مالی، رقابت جدیدی ایجاد کرد و بانکها را وادار به مدرنسازی کرد، اما بانکهای جامعه را برنمیانگیزد.
اپلیکیشنهای فینتک مانند PayPal و Stripe از زمان ظهورشان بانکداری دیجیتال را محبوب کردند و پایگاههای کاربری بزرگی ساختند. اما بانکها هرگز فینتکها را تهدید ندانستند بلکه فرصتهایی برای گسترش خدمات و بهبود تجربه کاربری از طریق همکاری و ادغام دیدند. بر اساس ارقام، SoFi، بزرگترین بانک فینتک عمومی، در آخرین سهماهه سال ۲۰۲۵، ۳۷.۵ میلیارد دلار ودیعه داشت که کمتر از ۰.۲٪ از داراییهای ودیعه ۲۰ تریلیون دلاری بانکهای آمریکا است. اگر فینتک هرگز تهدید نبوده، چرا استیبلکوینها را متفاوت ببینیم؟
باید استیبلکوینها را به همان شکل دید. آنها حمله دورهای نیستند، بلکه لایهای جدید در پرداخت و تسویه هستند.
موردهای کاربردی قویتر امروزی شامل جایگزینی حساب جاری محلی نیست، بلکه شامل تسویه سریعتر، پرداختهای بینمرزی، عملیات خزانهداری، معاملات برنامهپذیر و نقدینگی ۲۴/۷ هستند. این بازارها واقعی هستند و رشد سریع دارند، اما با ارتباط با مشتریان در روستا متفاوتند.
این تفاوت باید راهنمای مجلس در روند پیشرفت قانون وضوح باشد.
هدف باید حمایت از مصرفکنندگان و بازارها باشد، نه حفاظت از بانکها در مقابل هر شکل جدیدی از رقابت. بانکهای جامعه شایسته یک بحث سیاستگذاری جدی هستند و نباید به عنوان سپری برای استدلال رو به گستردهتر موسسات بزرگ مورد استفاده قرار گیرند.
مقررات باید بازار را امنتر کند و قوانین واضحی داشته باشد، نه اینکه قبل از لازم بودن، مشخص کند کدام موسسات از رقابت محافظت میشوند.
استیبلکوینها قرار نیست به بانکهای جامعه آسیب برسانند، اما زیرساختهای مالی در حال تغییر هستند و کنگره نباید ترسهای اغراق شده را در تصمیمگیری درباره قانون وضوح در اولویت قرار دهد.




