گزارشهای اخیر نشان میدهد که اداره امنیت ملی آمریکا (DHS) در حال جمعآوری و تحلیل دادههای مالی شهروندان برای ارائه هشدارهای پیشگیرانه به نیروهای پلیس محلی است. این روش، که به نام پلیس پیشبینیکننده شناخته میشود، ذاتاً استبدادی است و بر پایه نظارت جمعی استوار است، جایی که مجموعهای عظیم از دادهها جمعآوری شده و تحلیل میشود تا بر اساس آنها احتمالی بودن فرد در ارتکاب جرم را تعیین کنند.
مشکل این است که اطلاعات هر داستانی میتواند بگوید و بر اساس روایت هر کسی، هر چیزی قابل استناد است. دولت، به عنوان گیرنده دادهها، داستان فرد را روایت میکند و تصمیم میگیرد چه ارتباطاتی برقرار و چه تصویری ترسیم کند. این روند، امکان سوءاستفاده را بسیار بالا میبرد، چون هر فرد میتواند حجم زیادی از اطلاعات را برای نشان دادن هر چیزی، انتخاب و برداشت کند و بعد بر اساس آن اقدام کند.
یکی از نمونههای واضح این روند، مورد کیل ویلیام اولسون است که در مونتانای توسط تیم هدفگذاری پیشبینی اطلاعات مرزبانی DHS متوقف شد. در برگهای منتشر شده از سوی DHS در پرونده کیفری اولسون، گفته شده بود که تیمش «الگوهای فعالیت مالی مرتبط با مواد مخدر» را شناسایی کرده است، اما جزئیات این فرآیند و منبع اطلاعات اعلام نشده بود. با اینکه در نهایت در خودرو او ماریجوانا پیدا شد، سؤال اصلی باقی است: چرا دولت قبل از شناسایی جرم مشخص، به صورت مخفیانه در حال تحلیل مالیات او بوده است؟
این نمونهها نشان میدهد که پلیس چگونه بر اساس اطلاعات دریافتی از DHS، متوقف و مورد سوال قرار میگیرد. برای نمونه، شکایت آلیک شات، نشان میدهد که او به دلیل تغییر خطوط در مسیرهای سفرش متوقف و بدون دلیلی معتبر، مورد بازرسی قرار گرفت. فناوریهایی مانند اسکن پلاک خودروها، پلیس را قادر ساخته است تا الگوهای سفر افراد را دنبال کند. این اقدامات، نقض صریح حقوق حفاظت شده در قانون چهارم آمریکا است.
در این مورد، به شدت نیاز است که کنگره نظارت مستقل بر عملکرد DHS داشته باشد. باید تمامی منابع دادههای این نهاد، معیارهای هدفگذاری، روشهای نگهداری، نرخ خطای مثبت کاذب و نحوه اشتراکگذاری اطلاعات بررسی و ارزیابی شوند. همچنین، استفاده از دادههای مالی در تحقیقات باید نیازمند مجوز قضایی باشد و هر زمانی که دادههای دولت منجر به توقف خودرو میشود، باید شفافسازی کامل صورت گیرد.
در مجموع، نظارت جمعی بیش از حد و استفاده نادرست از اطلاعات، اصل عدالت و حقوق فردی را نقض میکند. باید از دولت خواسته شود که این پروندهها را متوقف کند و با وضع قوانینی قوی، استفاده غیرمجاز و مخفیانه از دادههای خصوصی شهروندان را محدود کند. شهروندان باید بتوانند آزادانه و با کرامت زندگی کنند، بدون ترس از تعقیب ناحق و سوءاستفاده سیستمهای نظارتی.




