در مقالهٔ روزنامه وال استریت ژورنال در تاریخ ۴ آگوست، درباره قانون «کلارییتی» انتقاد شده و آن را ابزاری میخواند که بدون نقشه راه مشخص، امکان نظارت بر رمزارزها را محدود میکند. این قانون اگرچه نکات منفی دارد، اما در مجموع به پایان وضعیت خاکستری نظارتی و فراهم کردن چارچوبهایی برای نوآوری در حوزه رمزارزها میانجامد و میتواند هزینهها و موانع را کاهش دهد.
با این حال، مقاله بر محدودیتهایی در این قانون تأکید دارد. به عنوان مثال، پرداخت به صرف نگهداشتن استیبلکوین ممنوع است و هرگونه برنامهای که درآمدی شبیه بهره بانک دارد، مجاز نیست. این محدودیتها، دولتها و نهادهای نظارتی را وادار میکند تا برای کنترل پروتکلهای غیرمتمرکز، قوانینی وضع کنند که بر اساس آن، دستگاههایی که کنترل غیرشفاف بر پروتکلها دارند، ملزم به شفافسازی یا حتی ممنوعیت هستند.
در بخش دیگر، این قانون شرکتهای مرتبط با معاملات داراییهای دیجیتال تحت قانون حریم بانکی قرار میدهد و بودجه قابل توجهی برای تحقیقات و تعقیب مالیاتهای غیرقانونی در اختیار نهادهای دولتی قرار میدهد. نکته مهم اینکه، قانون بر نرمافزارهای بدون مشتری و بدون نگهداری دارایی، محدودیتهایی اعمال نمیکند، زیرا این نرمافزارها خود توانایی شناسایی ندارند.
در بخش آخر، نگرانیها درباره مهاجرت سهام به بازارهای سایهپیشرفته در بلاکچین بیپایه است. بهوضوح در بخش ۱۰۵۰۵ ذکر شده که اوراق بهادار تا زمانی که بر روی بلاکچین تسویه میشود، همچنان تحت نظارت SEC قرار دارد. تفاوت دیدگاه در مورد فعالیتهای بانکی و تراکنشهای مربوط به این اوراق است؛ جایی که بعضی این فعالیتها را باعث کاهش هزینهها و تسهیل فرآیندهای مالی میدانند و بعضی دیگر آن را تهدیدی برای نظارت و کنترل قانونگذاری.
مقاله انتقاد میکند که در حالی که سابقه قانونگذاری در این حوزه وجود دارد و هر دو مجلس قانونگذاری آن را تصویب کردهاند، رسانهها و بعضی سیاستمداران نسبت به این قانون سوء تفاهم دارند یا سعی میکنند آن را کند و کاهش دهند. بدون شک، این قانون میتواند چارچوبی شفاف و منصفانه برای بازار رمزارزها و نوآوریهای مالی فراهم کند، به شرط اینکه توسط نهادهای نظارتی به درستی تبیین و اجرا شود.




