بازارهای سرمایه آمریکا به دلیل سازگاری و نوآوریهای خود در جهان پیشتاز هستند. تغییرات فرهنگی مانند جایگزینی برگههای کاغذی با ثبتهای الکترونیکی، بازارهای معاملاتی فیزیکی با بازارهای الکترونیکی، و فرآیندهای دستی با تسویه سریعتر و تجمیع خودکار، همگی نیاز به خطکشهایی برای حفظ عدالت داشتند. اما آمریکا با قبول فناوریهای جدید و عدم نگاه منفی قبل از شاهد شدن کارایی آنها، در مسیر نوآوری باقی ماند.
توکنسازی گام بعدی در این مسیر است.
بحث اصلی در مورد سهام توکنیزهشده، این است که چه شکل و قالب مناسبی برای اوراق بهادار در بازار آمریکا است. برخی معتقدند توکنسازی باید از طریق زیرساختهای موجود بازار، شامل کارگزاران، نگهدارندگان، واسطههای اوراق بهادار، DTC و سوابق مرتبط، انجام شود. برخی دیگر محصولات متفاوتی را بر اساس اوراق بهادار فهرستشده در آمریکا ارائه میدهند که نیازهای بازار رو به رشد سرمایهگذارانی که ترجیح میدهند در زنجیره سرمایهگذاری کنند، برآورده میکند. عدهای دیگر هم مسیر ترجیحی را در مسیر صدور و انتقالدهندگان میبینند.
این موضوع مهم است که نباید تنها یک مدل تایید شده را پذیرفت. سوال بهتر این است که آیا میتوان مدلهای مختلف را در رقابت بر پایه محتوا قرار داد، در حالی که حفاظت سرمایهگذار و قدرت بازارهای آمریکایی حفظ میشود.
اوراق بهادار توکنیزهشده انواع مختلفی دارند و حقوق متفاوتی را ارائه میدهند، و در بخشهای مختلف بازار قرار دارند. برخورد یکسان با تمامی آنها منجر به سیاستگذاری نادرست و محصولات ضعیفتر برای سرمایهگذاران و صادرکنندگان میشود و در نهایت بازارهای سرمایهای آمریکا را در رقابت جهانی آسیب میزند. حداقل سه مدل باید مورد بررسی قرار گیرند:
مدل اول، توکنسازی زیرساخت بازار است؛ اوراق در چارچوب قانونی و عملیاتی فعلی باقی میمانند، ولی بلاکچین برای ثبت، تطابق، نظارت بر وثیقه، کنترل انتقال و بهبود بهرهوری استفاده میشود.
مدل دوم، توکنسازی مبتنی بر نیازهای سرمایهگذار است؛ محصولاتی که هدف آنها دنبال کردن عملکرد سهام یا ETFهای فهرستشده در آمریکا است، یا ثبتهای توکنیزه شده برای حقوق در واسطهها. اینها با اوراق ثبتشده مستقیم تفاوت دارند و باید به طور شفاف ارائه و marketed شوند.
مدل سوم، توکنسازی توسط صادرکنندگان است؛ شرکتی اوراق توکنیزه شده را مستقیماً به مالکیت خریداران متصل میکند، و این مدل میتواند برای بسیاری از صادرکنندگان مناسب باشد.
در بازار امروز، اوراق قرضه، رسیدهای سپرده، نوتهای ساختاربندی شده و ثبت مستقیم همزیستی دارند و حقوق یکسان ندارند. اهمیت دارد که ساختار، خطرات، و پشتوانهها مشخص باشد و در عین حال، محصول وظایف خود را انجام دهد.
در صورت نبودن شفافیت و اطلاعرسانی صحیح، بازار ممکن است به سمت محصولاتی برود که زبان سهام را دارند اما در واقع آنچه دارند را به سرمایهگذاران نمیگویند، یا آنها را فریب میدهند. و یا، بازار به سمت تبدیل شدن به باغهای خصوصی حرکت میکند و فناوری نوین را محدود میسازد، قبل از اینکه بازار فرصت آزمایش و یادگیری داشته باشد.
آمریکا باید از هر دو اشتباه پرهیز کند. بازارهای آزاد و بازارهای نظارتی میتوانند همزیست باشند. آمریکا به دلیل ترکیب حفاظت سرمایهگذار، رقابت و تطابق، بزرگترین بازارهای اوراق بهادار جهان را دارد. حفظ این تعادل دشوار است اما دلیل اصلی است که شرکتها سرمایه جمع میکنند، سرمایهگذاران جهانی به آنجا میآیند، و نوآوری در این کشور اتفاق میافتد.
رویکردی متمرکز بر مشتری برای توکنسازی میتواند این قدرت را تقویت کند، ارتباط تقاضای جهانی با داراییها و نقدینگی آمریکا را برقرار سازد، سوابق واضحتر و محصولات قابل حملتر ارائه دهد، و شفافیت را بهبود بخشد، بدون آنکه حفاظتهای قانونی موجود را نادیده بگیرد.
در حال حاضر، فعالان بازار در حال آزمایش مدلهای مختلف هستند؛ برخی بر زیرساختهای فعلی تکیه دارند، دیگران بر پایه بلاکچین، و برخی دیگر توسط صادرکنندگان راهبری میشوند. این تفاوتها نشان میدهد که بازار در حال سوال پرسیدن و یافتن پاسخ است.
در سالهای گذشته، من در کنگره تأکید کردم که سیاست داراییهای دیجیتال نیازمند قواعد روشن است. باید حفاظت و نوآوری همزمان رعایت شود اما نباید محصولات نو ظهور را در چارچوب قدیمی قرار داد یا منحصراً به یک مدل خاص اکتفا کرد. هدف این است که مدلهای مختلف در مسابقه بر پایه محتوا قرار بگیرند و گزینههای متنوع برای نیازهای مختلف سرمایهگذاران و صادرکنندگان فراهم شود.
بازارهای آمریکا نیازمند هیچ نگهبان اضافی نیستند. آنها نیازمند تمایزهای شفاف، کنترلهای قوی و فضایی برای رقابت مسئولانه هستند. این راهی است که آمریکا پیشتاز بوده و میتواند در آینده بازارهای مالی را راهبری کند.



