ریپل بیش از ۳۰۰ شریک مؤسسهای دارد، طبق یادداشتهای مربوطه. مسئله اصلی این است که اکثر شرکای بانکی اعلام شده، مستقیماً از XRP برای تسویه استفاده نمیکنند. این تفاوت مهم است زیرا عناوین همکاریها ممکن است قویتر از تقاضای واقعی برای توکن باشد.
تفاوت بین همکاریهای ریپل و واقعیت استفاده از XRP
تعداد شرکای مؤسسهای ریپل اغلب به عنوان یکی از قویترین دلایل برای پذیرش XRP تلقی میشود. شرکت بیش از ۳۰۰ شریک مؤسسهای دارد، اما سوال مهمتر این است که چه تعداد از این شرکا واقعاً از XRP استفاده میکنند.
در اینجا است که بحث پیچیدهتر میشود. یک بانک میتواند با ریپل همکاری کند، از فناوری مرتبط با ریپل استفاده کند یا در شبکههای پرداخت مشارکت داشته باشد، بدون این که حتماً از XRP به عنوان دارایی تسویه استفاده کند. برای دارندگان XRP، این تفاوت اهمیت دارد چون فرضیه سرمایهگذاری غالباً به کاربرد واقعی توکن بستگی دارد، نه فقط روابط شرکتی.
این فاصلهای است که در گفتگوی مربوط به XRP همواره باز میگردد. ریپل میتواند حضور مؤثر شرکتی داشته باشد در حالی که استفاده از XRP محدودتر از آن چیزی است که برخی روایتهای جامعه نشان میدهند. هر دوی این موارد در واقع میتوانند صحیح باشند.
چرا این تفاوت مهم است
شرکتها ارزشمند هستند، اما همگی برابر نیستند.
آزمایش نرمافزار توسط یک بانک متفاوت است با حجم تسویهای که بانک از طریق XRP انجام میدهد. پیوستن یک شرکت پرداخت به شبکه نیز با نگهداری موجودی XRP متفاوت است. رابطه شرکتی با تقاضای بر مبنای توکن متفاوت است.
برای خوانندگان، نتیجه عملی ساده است: هر زمان عنوان همکاری ریپل ظاهر شد، اولین سوال باید این باشد که «XRP چه نقشی در واقع ایفا میکند؟» اگر پاسخ واضح نباشد، این عنوان ممکن است برای ریپل به عنوان یک شرکت مثبت باشد، اما برای XRP به عنوان یک دارایی کمتر مستقیم.
این به معنای بیاهمیت بودن XRP نیست، بلکه فقط تفسیر واضحتری از میزان پذیرش است. قویترین دلیل برای XRP زمانی است که توکن برای انتقال ارزش، تأمین نقدینگی، یا تسویه تراکنشها استفاده شود. اگر شرکا بدون استفاده از XRP فناوری ریپل را به کار میبرند، داستان تقاضای توکن نسبت به تعداد شرکا ضعیفتر است.
بحث بزرگتر درباره XRP
این موضوع همچنین توضیح میدهد چرا XRP یکی از پر حاشیهترین داراییهای کریپتو است.
طرفداران به روابط شرکتی ریپل، بقای قانونی، و تمرکز بلندمدت بر پرداختها اشاره میکنند. منتقدان میگویند که روابط مؤسسهای به میزان استفاده از توکن تبدیل نشده است که بتواند بزرگترین ادعاهای پذیرش را توجیه کند.
در واقع، احتمالاً واقعیت در میانه است. شبکه ریپل مهم است. شناخته شدن برند آن مهم است. پایگاه شرکایش مهم است. اما سرمایهگذاران XRP هنوز نیاز دارند ثابت شود این روابط، تقاضای معناداری برای خود توکن ایجاد میکنند.
به همین دلیل است که این موضوع ارزش بررسی دارد و نباید فقط به عنوان رویدادی صعودی یا نزولی در نظر گرفته شود. این نشان نمیدهد که ریپل هیچ حضوری در سطح مؤسسهای ندارد، بلکه میگوید حضور مؤسسهای و تسویه XRP یکسان نیستند.
برای XRP، مرحله بعدی روایت، کمتر به تعداد شرکا و بیشتر به وضوح استفاده این شرکا از دارایی بستگی خواهد داشت. این معیاری است که تحلیلگران باید مراقبش باشند.




