مایکل سیلور چارچوب «دارایی دیجیتال» برای بیتکوین و محصولات مربوط به بازار سرمایه را توضیح داده است. او معتقد است بیتکوین باید باقی بماند که سرمایه دیجیتال خالص باشد و از کسب بهره در سطح پروتکل استفاده نکند. این چارچوب تولید سود را به لایههای اعتبار، محصولات ساختاری و سهام بالاتر از بیتکوین سوق میدهد. نظر سیلور در دفاع از مدل استراتژی/مدیرعامل شرکت MicroStrategy است و تغییر در پروتکل بیتکوین محسوب نمیشود.
او مجدد مرز سختی میان بیتکوین و سیستمهای کریپتویی سودده کشیده و بر این باور است که بیتکوین باید سرمایه دیجیتال خالص باقی بماند در حالی که درآمدها از طریق محصولات مالی ساخته شده بر فراز دارایی پایه ایجاد میشوند.
در پستی در ماه ژوئن، سیلور چارچوب «دارایی دیجیتال» را معرفی کرد که بیتکوین را در پایینترین سطح به عنوان سرمایه دیجیتال قرار میدهد و لایههایی برای اعتبار دیجیتال، پول دیجیتال، بازده دیجیتال و سهام دیجیتال بالای آن دارد. استدلال این است که بیتکوین نیاز به استیکینگ یا بهره داخلی در سطح پروتکل ندارد تا مفید باشد.
نظر سیلور با دیدگاه بلندمدت او همراستا است و ارزش بیتکوین از کمیابی، بیطرفی و مقاومت در برابر رقیقشدن ناشی میشود. او معتقد است افزودن بهره در سطح پروتکل خطراتی را وارد میکند که هدف اصلی دارایی را زیر سوال میبرد. سود استیکینگ بر اساس اتریوم ممکن است برای سرمایهگذارانی که به دنبال درآمد هستند جذاب باشد، اما شامل سیستمهای اعتبارسنج، قراردادهای هوشمند و فرضیات مالی متفاوتی است.
در عوض، سیلور معتقد است سود باید از طریق ساختارهای بازار سرمایه ساخته شده بر روی بیتکوین ایجاد شود، مانند اعتبار پشتوانه بیتکوین، بدهی ساختاری، حقوق ترجیحی یا اوراق شرکتی عمومی مانند استراتژی، که قبلاً MicroStrategy نام داشت.
این رویکرد برای محافظت از مدل استراتژی/مدیرعامل شرکت استراتژی است و همچنین از منطق پشت مدل خزانهداری بیتکوین حمایت میکند. اگر بیتکوین دارایی پایه باشد، شرکتها و محصولات مالی میتوانند لایههای بازده بالا را بدون تغییر در پروتکل ایجاد کنند.
این دیدگاه برای طرفداران بیتکوین جذاب است زیرا آن را ساده و پاک نگه میدارد و برای بازارهای سرمایه نیز جذاب است چون امکان ساخت محصولات جدید برای تبدیل نوسان بیتکوین، ارزش ضمانتی و مواجهه با ترازنامه به ابزارهای سرمایهگذاری وجود دارد.
برای تریدرها این بحث اهمیت دارد چون بر ارزیابی بیتکوین نسبت به داراییهای دیگر تأثیر میگذارد. شبکههایی مانند اتریوم و سایر پروژههای اثبات سهام معمولاً با بهره داخلی رقابت میکنند. سیلور معتقد است بیتکوین نباید در این میدان رقابت شرکت کند.
سوال این است که آیا سرمایهگذاران موافق هستند یا خیر؛ اگر موافق باشند، بیتکوین دارایی ذخیره باقی میماند و محصولات بهرهبرداری در اطراف آن شکل میگیرند. در غیر این صورت، سرمایه ممکن است همچنان به سمت داراییهایی که درآمد در سطح پروتکل دارند، جریان یابد.
این مباحث به دلیل مقایسه روزافزون داراییهای کریپتو بر اساس بهره، نقدینگی و مفید بودن وثیقه همواره مطرح میشود. بیتکوین در بحث کمیابی برنده است، اما به طور طبیعی به صاحبان بهره نمیدهد. پاسخ سیلور این است که بیتکوین دستنخورده بماند و شرکتها، وامدهندگان و محصولات ساختاری لایه بهره را ایجاد کنند. منتقدان بر این باورند که این خطراتی از طریق اهرم و ساختارهای شرکتی ایجاد میکند. این تنش احتمالاً همچنان مورد توجه قرار خواهد داشت در حالی که محصولات نهادی بیتکوین پیچیدهتر میشوند.
این موضوع به عنوان یک پیشنویس شبانه مفید است چون تمرکز بازار واضحی میدهد و تنها خلاصه خبر نیست بلکه باید توجه کرد که چه اموری بتواند در آینده مهم باشد، از جمله تأیید منبع اصلی، واکنش اولیه و اثرگذاری بر نقدینگی، مقررات یا مدیریت ریسک در آینده.




