همه در حوزه کریپتو در حال حاضر درباره سود استیبلکوینها صحبت میکنند. استیبلکوینهای سودده در سال گذشته حدود ۳۰۰٪ رشد داشتهاند و ۲۱Shares انتظار دارد این بخش تا سال ۲۰۲۶ بیش از سهبرابر شده و به بیش از ۵۰ میلیارد دلار برسد. هر چند هفته، پلتفرم دیگری که قبلاً بر انجام کارهای بیتحرک سودی نمیپرداخت، اعلام میکند که اکنون ۳ یا ۴ درصد سود میدهد. مسابقه در جریان است.
اما، من معتقدم این مسابقه به سمت گزینه نادرستی هدایت میشود.
بازده آسان است که کپی و رقابتپذیر باشد. نرخ ۳٪ روی یک توکن دلار در نگاه اول چندان خاص نیست، وقتی آن را با یک صندوق خزانهداری توکنیزه مقایسه کنی که همان سود را با کمترین کارمزدهای متحرک ارائه میدهد. اگر تنها دلیلی برای نگهداری از یک استیبلکوین خاص سود است، دارندهها در هر فصل به سمت آنکه کمی بازده بیشتری میدهد، جابهجا میشوند. بازده توجه را جلب میکند، اما استفاده نیست.
و استفاده چیزی است که یک دارنده باید بیشتر به آن اهمیت بدهد، حتی اگر سود همان چیزی باشد که توجه او را جلب کرده است: توکنی که فقط میتوان آن را نگهداری کرد، دارایی بیتحرکی است؛ اما توکنی که بازار آن را به عنوان وثیقه میپذیرد، به دارنده اجازه میدهد بدون فروش، معامله، وام گرفتن یا هجینگ کند. این همان هدف نگهداشتن دلار در بلاکچین است، نه دلار در بانک.
این تفاوت، نگهداری در مقابل استفاده، خیلی واقعی است. توکن نگهداری، سرمایه غیرفعال است؛ اما توکنی که در بازار به عنوان وثیقه پذیرفته میشود، این امکان را میدهد که بدون ضرر از نوسانات، معامله، وام و هجینگ صورت گیرد. در غیر این صورت، تنها درگیر سودهای انتظاری است، نه ابزار کار.
در حال حاضر، در حال افزودن دهها میلیارد دلار عرضه جدید استیبلکوین هستیم، بر اساس فرض اینکه عرضه به معنای پذیرش واقعی است. اما این فرض نادرست است. اگر این عرضه در حالی وارد بازار شود که تیمهای ریسک صرافیها و مکانها وثیقهها را سر جای خود نگه دارند، نتیجه فقط داراییهای غیرفعال خواهد بود، داراییهایی که به صورت فنی فعال هستند ولی هیچگونه استفاده عملی ندارند.
قانون GENIUS قرار است تا ۱۸ ژوئیه نهایی شود، اما این مهلت برای ناظران است، نه صادرکنندگان. این قانون تا زمانی که یکی از دو موعد تعیین شده برسد، کامل اجرایی نمیشود؛ یا ۱۲0 روز پس از انتشار نهایی، یا ۱۸ ماه پس از امضای قانون، که در نتیجه کامل شدن به اوایل ۲۰۲۷ میرسد. هر چه این قواعد بیشتر نهایی شود، موجی از صادرکنندگان مجاز خواهند شد و مجوزهای نظارتی دریافت میکنند، که این مجوزها فقط گواهی رسمی است. اما این گواهی، کافی نیست.
برای تبدیل شدن به وثیقه واقعی، باید کارهای زیربنایی انجام شود. یعنی استانداردسازی نحوه قیمتگذاری و بازخرید دلارهای توکنیزه، تا بازارسازان بتوانند قیمتهای دقیقتری ارائه دهند. همچنین، نیاز است که صرافیها و مکانهای وامدهی، چارچوبهای ریسک خود را برای توکنهای باکیفیت بالا تنظیم کنند. و زیرساختهای حرکت آزادانه وثیقهها بین بازارها، بدون هزینههای سنگین یا کاهش ارزش، ضروری است.
بنابراین، من معتقدم رتبهبندی بر اساس بازده، اشتباه است. برندگان آینده، صادرکنندگانی نخواهند بود که بالاترین سود را ارائه میدهند، بلکه آنهایی که وثیقهپذیری را به عنوان مزیت رقابتی دارند. استیبلکوینهایی که در ۲۰۲۷ اهمیت پیدا میکنند، آنهایی هستند که تاجر میتواند بهعنوان حاشیه، خزانهدار به عنوان سرمایه در گردش، و پروتکلهای وامدهی بدون تردید از آنها استفاده کنند.
۵۰ میلیارد دلار در راه است. تنها سوال مهم این است که چه میزان از این پول، پس از رسیدن، واقعاً در کار میافتد.




