تلگرام
رگولاتوری

یکی از مدیران هلپ‌فروشی ‎Chainlink‎ : قانون ‎CLARITY‎ می‌تواند راه را برای ورود نهادهای بزرگ به حوزه رمزارز هموار کند

مدیر ‎Chainlink‎ ‎Labs‎ معتقد است قانون ‎CLARITY‎ می‌تواند راه را برای ورود نهادهای بزرگ به حوزه رمزارز هموار کند، با شفاف‌سازی مرزهای نظارتی ‎SEC‎ و ‎CFTC‎ و تسهیل فرآیندها برای توسعه زیرساخت‌های مالی درون‌زنجیره‌ای.

بیتکوینیست۱ ماه پیش
یکی از مدیران هلپ‌فروشی ‎Chainlink‎ : قانون ‎CLARITY‎ می‌تواند راه را برای ورود نهادهای بزرگ به حوزه رمزارز هموار کند

مدیر اجرایی ‎Chainlink‎ ‎Labs‎، اندرو مک‌کورمیک، قانون ‎CLARITY‎ را به عنوان یک پتانسیل بزرگ برای آزادسازی رمزارزهای نهادی معرفی کرد و معتقد است که قوانین شفاف‌تر می‌تواند به شکستن بن‌بست‌های تطابق نظارتی کمک کند که بزرگ‌ترین بازیگران مالی را در مورد دارایی‌های دیجیتال محتاط نگه داشته است. این زاویه کمک‌کننده است چون پذیرش نهادهای مالی دیگر فقط مربوط به علاقه‌مندی بانک‌ها، مدیران دارایی یا صندوق‌ها نیست؛ بسیاری از آن‌ها به وضوح به رمزارزها علاقه‌مندند. سوال بزرگ‌تر این است که آیا تیم‌های حقوقی و تطابق آن‌ها احساس راحتی کافی برای تایید تخصیص‌های واقعی، پروژه‌های توکن‌سازی و زیرساخت‌های بازار درون‌زنجیره‌ای دارند یا نه.

قانون ‎CLARITY‎ مستقیماً در این بحث قرار دارد و هدف آن شفاف‌سازی نحوه رفتار با دارایی‌های دیجیتال تحت قوانین ساختار بازار در ایالات متحده است، از جمله جایی که نظارت ‎SEC‎ به پایان می‌رسد و حوزه مدیریت ‎CFTC‎ آغاز می‌شود. برای پروژه‌هایی مانند ‎Chainlink‎، این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد. این پروژه سال‌ها است که خود را به عنوان زیرساختی برای دارایی‌های توکن‌سازی شده، تسویه‌حساب بین زنجیره‌ای، تغذیه داده‌ها و پذیرش نهادهای بلاک‌چین تثبیت کرده است. اگر ابهامات نظارتی کاهش یابد، داستان زیرساختی آن راحت‌تر قابل عرضه است.

اندرو مک‌کورمیک درباره قانون ‎CLARITY‎ گفت که این قانون می‌تواند درهای بزرگی به سمت رمزارزهای نهادین باز کند. مسئله اصلی این است که آیا مرزهای واضح ‎SEC‎/‎CFTC‎ می‌تواند تردیدهای تطابق را کاهش دهد. نقش ‎Chainlink‎ در توکن‌سازی و زیرساخت بازار این بحث نظارتی را مستقیماً مرتبط با داستان پذیرش بلندمدت آن می‌کند.

تطابق هنوز هم دروازه‌بان است

اغلب درباره پذیرش نهادین در حوزه رمزارزها صحبت می‌شود به عنوان اینکه مشکل تنها تقاضا است. این تنها تا حدی درست است. بسیاری از نهادهای مالی سال‌ها است که در حال مطالعه دارایی‌های دیجیتال هستند، بعضی محصولاتی ارائه می‌دهند، یا آزمایش‌های مربوط به نگه‌داری، معاملات و توکن‌سازی انجام می‌دهند. اما پذیرش وسیع‌تر به بیش از علاقه‌مندی نیاز دارد؛ نیازمند تایید داخلی، احساس راحتی حقوقی، محدودیت‌های ریسک، اطمینان در سطوح هیئت‌مدیره و شفافیت‌های نظارتی است.

در این‌جا است که قانون ‎CLARITY‎ اهمیت می‌یابد. اگر یک موسسه مالی نتواند دارایی یا خدماتی را به‌درستی طبقه‌بندی کند، دچار مشکل می‌شود. یک میز معاملاتی ممکن است فرصت را بپسندد، تیم محصول نیازمند تقاضای مشتری است، اما اگر وضعیت حقوقی مشخص نباشد، تطابق می‌تواند جلوی حرکت را بگیرد. این همان بن‌بستی است که مک‌کورمیک به آن اشاره می‌کند. چارچوب‌های قانون اوراق بهادار قدیمی انتقاد رایج در حوزه رمزارز هستند چون بسیاری از قوانین بر واسطه‌های سنتی ساخته شده‌اند، نه بر شبکه‌های قابل برنامه‌ریزی، دارایی‌های توکن‌سازی شده یا سیستم‌های تسویه‌حساب غیرمتمرکز.

صنعت تنها نمی‌خواهد درمان آسان‌تر بلکه خواستار درمان واضح‌تر است. قوانین واضح‌تر می‌توانند سخت باشند و در عین حال مفید. بدترین محیط جایی است که شرکت‌ها نمی‌دانند قبل از اقدام، کدام نهاد نظارتی ادعا می‌کند قدرت را دارد یا چه مسیر تطابقی در دسترس است. چرا ‎Chainlink‎ نگران ساختار بازار است؟ علاقه نظارتی این پروژه تنها انتزاعی نیست. داستان بلندمدت شبکه بسیار مرتبط با زیرساخت نهادین است. ‎Chainlink‎ سرویس‌های اوراکل، داده‌های بازار، ابزارهای اثبات ذخیره، ارتباط بین زنجیره‌ای و دیگر زیرساخت‌ها را فراهم می‌کند که می‌توانند از دارایی‌های توکن‌سازی‌شده و مالی درون‌زنجیره‌ای پشتیبانی کنند.

این موارد وابسته هستند به این‌که نهادهای تنظیم‌شده چقدر با سیستم‌های بلاک‌چین راحت می‌شوند. یک بانک که در حال بررسی دارایی تضمین توکن‌سازی شده است باید بداند چه چیزی می‌تواند صادر کند، تسویه چگونه کار می‌کند و چه قوانینی اعمال می‌شود. مدیر دارایی که در حال بررسی واحدهای صندوق درون‌زنجیره‌ای است، نیازمند قطعیت حقوقی است. یک ارائه‌دهنده زیرساخت بازار نیاز دارد اطمینان داشته باشد که داده‌ها، هویت و مکانیزم‌های انتقال در قالبی مطابق با قوانین کار می‌کنند. اگر قانون ‎CLARITY‎ بتواند این مرزها را تعریف کند، پروژه‌هایی مانند ‎Chainlink‎ ممکن است به صورت غیرمستقیم بهره‌مند شوند. این به معنای واکنش خودکار قیمت ‎LINK‎ به هر گام قانون‌گذاری نیست، اما می‌تواند فضای زیرساختی برای آن بخش که ‎Chainlink‎ می‌خواهد خدمت‌رسانی کند را بهبود بخشید.

نکته مهم این است که مقررات می‌تواند هم مانع و هم تسریع‌کننده باشد. برای رمزارزهای نهادی، این مسأله اغلب هر دو حالت است.

مرز ‎SEC‎/‎CFTC‎ کلید نبرد است

بحث در مورد قانون ‎CLARITY‎ اهمیتش در این است که به سؤال اصلی درباره اینکه چه کسی چه چیزی را تنظیم می‌کند، می‌پردازد. اگر دارایی‌های دیجیتال به عنوان اوراق بهادار درنظر گرفته شوند، تحت مجموعه‌ای خاص از انتظارات قرار می‌گیرند؛ اگر به صورت کالا باشند، ساختار دیگری حاکم است. برخی دارایی‌ها نیازمند برخورد دقیق‌تر بر اساس انتشار، تمرکززدایی، بلوغ شبکه و نحوه استفاده هستند. بازار سال‌ها است که در تلاش است این پاسخ‌ها را از طریق اقدامات اجرایی، قضایی، سخنرانی‌ها و توافقات استنتاج کند. این برای نهادهای مالی بزرگ کافی نیست. مرزبندی واضح‌تر ‎SEC‎/‎CFTC‎ می‌تواند به صرافی‌ها، صادرکنندگان توکن، نگهداری‌کنندگان، رابط‌های دیفای و مدیران دارایی کمک کند تا درک بهتری از امکانات داشته باشند. همچنین می‌تواند ترس از اینکه محصولی که امروز قابل قبول است، فردا مورد پیگرد قرار گیرد، کاهش دهد. این نوع عدم قطعیت دقیقا چیزی است که بخش‌های تطابق را نگران می‌کند. برای توکن‌سازی نهادین، ریسک‌ها بالا هستند. بازار نیازمند قوانین واضح درباره نگهداری، تسویه، افشا، وثیقه، واسطه‌ها و معاملات ثانویه است. زیرساخت ‎Chainlink‎ می‌تواند بخش‌هایی از این زنجیره را پشتیبانی کند، اما نهادها همچنان به مجوز حقوقی نیاز دارند.

بازگشایی این قانون تضمین شده نیست

مهم است که این ارزیابی محتاطانه باشد. قانون ‎CLARITY‎ هنوز تصویب نشده است. حتی اگر پیش برود، جزئیات اهمیت دارند. یک لایحه می‌تواند در یک حوزه شفافیت ایجاد کند، در حالی که در حوزه دیگر مشکل‌ساز باشد. مقام‌های نظارتی می‌توانند زبان لایحه را تفسیر کنند. نهادها حتی پس از تصویب قانون می‌توانند روند انجام کارهای خود را کند پیش ببرند. اما دلیل اهمیت این بحث کاملاً روشن است. رمزارزها نیازی ندارند نهادهای مالی بی‌پروا عمل کنند، بلکه نیاز دارند به چارچوبی که به آن‌ها اجازه مشارکت مسئولانه را بدهد. اگر قانون ‎CLARITY‎ ایالات متحده را به سمت این هدف نزدیک‌تر کند، قالب «باز کردن قفل» که مک‌کورمیک مطرح می‌کند منطقی است. برای پروژه‌هایی مانند ‎Chainlink‎ و زیرساخت‌های مشابه، فرصت صرفاً چند معامله بیشتر نیست بلکه نقش بزرگ‌تری در زیرساخت‌های مالی توکن‌سازی‌شده است. همچنان این آینده به پذیرش، اجرا و نتایج واقعی نظارتی بستگی دارد. اما ارتباط بین قوانین واضح‌تر و مشارکت نهادین واقعی است.

این خبر چطور بود؟

مطالب مرتبط

بازگشت به صفحه‌ی اصلی