تقریباً هیچ کشوری هنوز قوانین مرتبط با دیفای را اجرا نکرده است، و این سازمان هشدار میدهد که پلتفرمهایی که از قوانین پیروی نمیکنند، ممکن است با ممنوعیت مواجه شوند.
در یک گزارش جدید، سازمان اقدام مالی (FATF) اشاره میکند که بسیاری از پلتفرمهای دیفای در عمل جامعیت ندارند و در ظاهر غیرمتمرکز محسوب میشوند، ولی در واقع عناصر متمرکز همچنان در آنها وجود دارد. این نهاد، بر اساس استانداردهای جهانی که در بیش از ۲۰۰ کشور اعمال میشود، دیفای را به سه گروه تقسیم میکند: پلتفرمهایی با کنترل قابل شناسایی، پلتفرمهایی که به صورت عملی متمرکز هستند اما مدیران آنها پنهان است، و اقلیتهایی که کاملاً بدون رهبر هستند و تنها آنها را «واقعاً متمرکز نشده» مینامد. تنها گروه آخر است که از این استانداردها مستثنی میباشد.
در این گزارش، مشخص شده است که باوجود تبلیغات پروژهها برای نشان دادن تمرکززدایی کامل، عناصر متمرکز همچنان در عمل به وسیله توکنهای حکومتی متمرکز، امتیازات اداری، کنترل بر بهروزرسانیها، و جریانهای مالی به داخل تیمهای داخلی وجود دارد. رئیس FATF، Giles Thomson، در بیانیهای همزمان با انتشار گزارش تأکید کرد که هدف اصلی جلوگیری از سو استفادۀ مجرمان برای «شستشوی پولهای کثیف» است، و همزمان حمایت از نوآوریهای مالی مسئولانه اهمیت دارد.
نیاز به نظارت و قانونگذاری در دیفای
سازمان FATF تأکید میکند که کنترلهای روی بلاکچین و خارج از آن باید به صورت کامل تشخیص داده شوند، شامل کلیدهای بهروزرسانی و «کلید خاموش»، توانایی تعیین کارمزدها و پارامترهای ریسک، تمرکز رأیگیری، کنترل بر وبسایت یا اپلیکیشن عمومی، و نهادهای شرکتی که توسعهدهندگان اصلی یا خزانهداری را در اختیار دارند. در صورت وجود چنین کنترلهایی، افراد پشت آنها، چه توسعهدهندگان، چه دارندگان توکنهای بزرگ، چه مدیران ظاهری، باید تحت نظارت و مجوز قرار گیرند.
در عمل، بیشتر کشورها هنوز این استانداردها را اجرا نکردهاند. حدود ۹۳٪ از کشورهایی که در نظرسنجی FATF شرکت کردهاند، هنوز استانداردهای مربوط به دیفای را بر پروژههای مربوطه پیاده نکردهاند، و تنها ۲۶ کشور از ۱۴۲ کشور، خطرات را ارزیابی کردهاند. چهار کشور مجوزهای لازم را دارند، ولی فقط دو کشور تاکنون از این مجوزها برای ثبت یا مجوز یک پلتفرم استفاده کردهاند.
محدودیتها و اقدامات نهایی
FATF خواهان آن است که کشورها، یا حداقل، پروژههای دیفای را ملزم یا تشویق کنند که کنترلهای ضد پولشویی را مستقیماً در قراردادهای هوشمند یا واسطهای کاربری خود جای دهند، از جمله بررسیهای تحریم و احراز هویت قبل از انجام برخی عملیاتها.
در مورد پروژههایی که واقعاً رهبر ندارند، این نهاد بر نقاط ضعف اطراف آنها تمرکز میکند، مانند صادرکنندگان استیبلکوینهایی که میتوانند توکنها را فریز کنند، صرافیهایی که با ارز فیات در ارتباط هستند، و اپراتورهای رابط کاربری. و در صورتی که پلتفرمی همکاری نکند، میتواند به عنوان راه حل نهایی، از فعالیتهای آن در قلمرو خود جلوگیری کند. بانکها و صرافیها هم ملزم هستند که در مورد هر پلتفرم دیفای، دقتهای لازم را انجام دهند یا از همکاری با آن خودداری کنند.




