بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) هشدار میدهد که استیبلکوینها بیشتر شبیه صندوقهای قابل معامله (ETF) هستند تا پول واقعی، چرا که قیمتهای آنها اغلب از ارزش اسمی منحرف میشود و بازخریدها ممکن است کند یا نامشخص باشد. استیبلکوینها «نه به طور مستقیم و نه غیرمستقیم بر ترازنامههای بانکهای مرکزی تسویه نمیشوند» و «در حال حاضر نمیتوانند تضمین کنند که در سراسر صادرکنندگان و زنجیرههای بلاکچین در همه شرایط مبادله با ارزش اسمی انجام شود». این گزارش هشدار میدهد که استیبلکوینهای مرتبط با دلار، روند دلارزدایی در اقتصادهای آسیبپذیر را تسریع میکنند و ارزهای محلی را تضعیف میکنند و از کنترلهای سنتی سرمایهپذیری فرار میکنند.
صنعت کریپتو مدتها است استیبلکوینها، توکنهایی که به ارزهای فیات مرتبط هستند، را به عنوان آینده پول و پرداختهای مبتنی بر بلاکچین تبلیغ میکند. اما جدیدترین گزارش سالانه BIS این روایت را تضعیف میکند. این گزارش استیبلکوینها را کمکم بیشتر به عنوان ابزارهای سرمایهگذاری جایگزین یا ETF نشان میدهد که به معاملهگران امکان میدهد در معرض مجموعهای گسترده از داراییهای نگهداری شده توسط صندوق قرار گیرند.
ویژگی پول واقعی این است که به عنوان وسیلهای برای پرداخت «بدون سوال» پذیرفته میشود. هر جایی که با دلار پرداخت میکنید، در فروشگاهها، مراکز خرید، فرودگاهها یا هتلها، کسی ظرفیت مشروعیت یا ارزش آن را زیر سوال نمیبرد. چه اسکناس فیزیکی و چه واریزی بانکی، انتظار این است که ارزش آن دقیقا مطابق ارزش اسمیاش باشد.
قیمتهای بازار ثانویه نسخههای توکنیزه شده ارزانهای فیات، از ارزش اسمی کمی منحرف میشوند، اما اکثراً متوسط است. یعنی توکن همیشه دقیقاً برابر با دلار نمیفروشد؛ مشابه ETF که معمولاً با حاشیه کوچک بالا یا پایین از ارزش خالص داراییهای صندوق معامله میشود.
تخلیههای استیبلکوینها نیز مانند برداشت از ETF، ممکن است کند باشد و معاملهگران ممکن است همواره نتوانند سریع و با تضمین مبادله با ارزش اسمی، مبلغ را نقد کنند. «درگیریهای مرتبط با برداشتها رایج است و نشان میدهد طراحیهای فعلی استیبلکوینها بیشتر شبیه سهمهای ETF هستند تا ابزارهای پرداخت» است.
مهمتر اینکه، نقلوانقل استیبلکوینها «نه به طور مستقیم و نه غیرمستقیم بر ترازنامههای بانکهای مرکزی تسویه نمیشوند» و «در حال حاضر نمیتوانند تضمین کنند که در سراسر صادرکنندگان و زنجیرههای بلاکچین در همه شرایط مبادله با ارزش اسمی انجام شود». این تفاوت عمدتاً با حساب بانکی است که در نهایت پشتوانه آن پول بانک مرکزی است.
معتقدند که ارزش استیبلکوینها توسط اعتماد بازار به ذخایر و مکانیزمهای بازخرید صادرکننده تعیین میشود، نه حقی مستقیم و تضمینشده بر سیستم پولی، مانند سپردههای بانکی.
استیبلکوینها همچنین به عنوان مدل نقدینگی پیشپرداخت، به این معنا که صادرکننده تنها پس از واریز نقدی معادل، توکن جدیدی ایجاد میکند، عمل نمیکنند. این نیاز به پیشپرداخت ۱۰۰ درصدی مانع از آن میشود که صادرکننده بتواند به راحتی عرضه خود را بر اساس نیازهای اقتصادی گسترش دهد، برخلاف بانکهای تجاری که از طریق اعطای وام، داراییهای جدیدی ایجاد میکنند.
بحران ارزی و دلارزدایی
کریپتو قرار بود جایگزینی برای ارزهای فیات، به ویژه دلار آمریکا، باشد. اما BIS میگوید استیبلکوینها برعکس عمل میکنند و روند دلارزدایی را تسریع میکنند.
گزارش نشان میدهد که جریانهای رو به افزایش ارزهای غیردلاری وارد استیبلکوینهای مرتبط با دلار آمریکا میشوند و این جریانها میتوانند ارزهای محلی را در بازار اسپات تضعیف کنند. این وضعیت همچنین تنشهایی در بازارهای تبادل ارز خارجی (FX) ایجاد میکند و ممکن است هزینه خرید دلار از طریق بازار مبادله ارز (FX swap) را افزایش دهد.
این وضعیت مشابه مشکل قدیمیتری است به نام «دلارزدایی سپردهای»، زمانی که خانوارها در دورههای بیثباتی اقتصادی، سپردههای ارزی در بانکها ایجاد میکنند. همان عوامل همچون تورم بالا و فشارهای اقتصادی بر دولت، منابع ورودی به استیبلکوینهای خارجی را افزایش میدهد. هنگامی که دلارزدایی رخ میدهد، اغلب سالها ادامه دارد.
مدیریت این پدیده در قالب استیبلکوینها دشوارتر است چون اجرا و رعایت قانون در بسیاری کشورها، مخصوصاً کشورهای در حال توسعه، محدود است. BIS میگوید این محدودیتها «احتمالاً ناقص هستند به دلیل ماهیت توکنهای دنیای دیجیتال و وجود کیف پولهای بدون میزبانی».
در نتیجه، کنترل سرمایههایی که بر روی سپردههای بانکی سنتی مؤثر است، در مورد توکنهای خودمراقبتی و بدون مرز، کارآمد نخواهد بود.




