بازارهای آتی دائمی، یا همان «پربتس»، بزرگترین بخشی است که کریپتو ساخته و در حال حاضر در خلاف روندی قرار گرفته است که اغلب درباره همگرایی این بازارها گفته میشود. کریپتو به عنوان بازاری در حال رشد به سمت سازگاری با سیستم مالی سنتی تصور میشود، اما در عوض، داراییهای سنتی در حال مهاجرت به ساختاری هستند که کریپتو ابداع کرده است.
میزان این تحول را نمیتوان نادیده گرفت. پربتس عمیقترین و نقدشوندهترین ابزار در کریپتو است که حجم معاملات روزانه آن نزدیک به سه چهارم تریلیون دلار است و چندین برابر ارزش بازار داراییهای آن است. طراحی این ابزار بدون تاریخ سررسید و تاریخ تسویه است و به جای آن، نرخ تامین مالی (funding rate) قرارداد را به قیمتهای بازار نقدی (spot) متصل نگه میدارد. در بیشتر تاریخچه خود، به عنوان محصولی بومی کریپتو محسوب میشدند که اهمیت زیادی در خارج از این صنعت نداشتند.
با رشد پربتس، امروزه شاهد هستیم که همین ساختار به سمت بازارهای واقعی هم گسترش یافته است. معاملهگران میتوانند موقعیتهای دائمی بر روی طلا، جفت ارزهای معتبر و شاخصهای بورس نگه دارند که در بسترهای غیرمتمرکز و در محلهایی که سه سال پیش وجود نداشتند، تسویه میشوند. پلتفرمهای غیرمتمرکز، قرار دادهای مصنوعی بر روی سهام بزرگ، بیت کوین و اتر ارائه میدهند و صرافیهای متمرکز دامنه این محصولات را به کالاها و شاخصها توسعه میدهند.
براساس گزارش CoinDesk Research، حجم پربتس داراییهای واقعی در ماه مه ۲۰۲۶ رکورد ۲۱۱ میلیارد دلار را ثبت کرد که تقریباً ۱۶ برابر بالاتر از سطح ۱۲ میلیارد دلاری در پایان سال ۲۰۲۵ است. تنها پربتس سهام ۱۲۱ درصد افزایش ماه به ماه داشته است و به ۵۴ میلیارد دلار رسیده است. تحلیلگران انتظار دارند این نوع پربتس در نهایت از حجم پربتس کریپتو پیشی بگیرد. مسیر روشن است: در حالی که کریپتو به سمت سازگاری با سیستم مالی سنتی حرکت میکند، داراییهای سنتی وارد ساختاری میشوند که کریپتو ساخته است.
این حوزه به دلیل قابلیت دسترسی جهانی و تسویه بیوقفه، از بازارهای سنتی متمایز است. برای نمونه، در معاملات طلا یا سهام بزرگ، دیگر نیاز به عقد قرارداد قرض یا فرآیندهای پیچیده نیست، و ابزارهای معاملاتی مبتنی بر این ساختار بیشتر به دلیل کارایی و راحتی آنها مورد استفاده قرار میگیرند، نه صرفاً به خاطر تبلیغات.
نکته مهم اینکه، این نوع معاملات، در اصل، نوعی اهرمگذاری شده و سفتهبازیِ جدید است، و بازارهای سنتی این فُرم را برای دلایل منطقی حفظ میکنند. نرخ تامین مالی، جایگزین کشف قیمتهای واقعی نمیشود و اهرمگذاری بیوقفه در داراییهای نوساندار خطرات خاصی دارد. ولی اینها دلایلی بر ساختن ساختار است، نه بر نادیده گرفتن ضرورت آن. تقاضا برای این نوع معاملهها همین حالا وجود دارد و به سمت جایی میرود که دسترسی جهانی به داراییها فراهم باشد، چه سهام، چه کریپتو یا فارکس.
یک حوزه که هنوز کامل رشد نکرده، داراییهای واقعی است. در طول سال گذشته، توکنها حقوق اقتصادی، سهم در درآمد، حق رأی و بخشهای خرید مجدد دریافت کردند، در حالی که پروژههای بیپشتوانه از بازار حذف شدند و تیمهای قویتر، IPO را ترجیح دادند. حتی عرضه اولیه (IPO) هم در این ساختار قرار گرفته است. سهام اسپیس ایکس چند هفته قبل از فهرست شدن در بازار، به صورت پربتس مصنوعی در Hyperliquid معامله میشد و در ماه مه، میلیونها دلار در روز معامله داشت و در روز عرضه حدود ۱.۳ میلیارد دلار گردش مالی داشت، چون سرمایهگذارانی که نمیتوانستند در تخصیص سنتی شرکت کنند، به بازار کریپتو روی آوردند.
ساختار بازار پربتس هنوز به طور کامل این تطابق را ندارد، اما تلاشها برای رسیدن به این هدف ادامه دارد. در حال حاضر، بزرگترین صرافیها دفترهای چند دارایی دارند که سهام، کریپتو و فارکس کنار هم تسویه میشوند و در میان این رقابت، نیمی از حجم معاملات داراییهای واقعی در ماه مه ۲۰۲۶ در یک پلتفرم متمرکز متمرکز است. این روند، بیشتر بر ساختارهای بنیادی و نیازهای واقعی استوار است تا بر سفته بازی.
سوال مهمتر این است که کریپتو چه میزان از بازارهای مالی سنتی را در آینده به خود جذب خواهد کرد. برآورد من این است که توکنسازی در سالهای آینده حدود ۱۰ درصد از بازارهای سرمایه جهانی را تغییر شکل میدهد، با رقمی در تریلیونها دلار. بر اساس شواهد فعلی، ساختار پربتس قدرتمندترین ابزار در این مسیر است.




