در سالهای اخیر، اتریوم نماد اصلی امور مالی غیرمتمرکز بوده است. پلتفرمهایی مانند پروتکلهای وامدهی و داراییهای توکنیزهشده، امروزه قسمت اعظم اقتصاد رمزارزی را تشکیل میدهند. اما یکی از بخشهای در حال رشد سریع این بازار، شامل قراردادهای دائمی یا همان «پرپتها» است که بیشتر در پلتفرمهای دیگر رونق دارد.
نقش اتریوم در بازارهای پرپت
هنگامی که معاملهگران درباره محل فعالیت کنونی پرپتهای onchain پرسوجو میکنند، جواب غالباً Hyperliquid یا Solana است تا خود اتریوم. دلیل این امر آن است که نیازهای پرپتها برای عملکرد سریع، هزینه کم، و معاملات با فرکانس بالا در لایه پایه اتریوم جای نمیگیرد. AJ Warner، مدیر استراتژی Offchain Labs، معتقد است که این درخواستها برای سرعت و بهروزرسانیهای مکرر، به پلتفرم Arbitrum کاملاً خوراک میدهد.
این تفاوت در کارایی هر روز اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا صرافیهای غیرمتمرکز پرپت از حالت محصولهای بومی رمزارز فراتر رفته و به سمت بازارهای جذاب برای سرمایهگذاریهای نهادی حرکت میکنند.
چرا اتریوم لایه ۱ عقب ماند
قراردادهای دائمی یکی از سختترین کاربردهای رمزارزها هستند.پلتفرمهای آنها نیازمند بهروزرسانیهای سریع، لیکوئید شدنهای مکرر، پرداختهای تأمین مالی و اجرای سفارشات در کمترین زمان ممکن هستند. اما معماری امن اتریوم، آن را به گزینهای مناسب برای تسویه و استقرار داراییها تبدیل کرده است، در حالی که زمان بلوک و هزینه گاز، اجرای این معاملات را پرهزینه کرده است.
در سال 2021، GMX، اولین صرافی پرپت بر روی Arbitrum راهاندازی شد، و توانست الگویی قرار گیرد که بسیاری دیگر از این مسیر پیروی کردند. Warner میگوید هزینههای بسیار بالای شبکه اصلی اتریوم، لزوم استفاده از شبکههای لایه دوم مانند Arbitrum را پررنگتر کرد. در نتیجه، فعالیتهای معاملاتی پرپت اتریوم اکنون بیشتر روی لایههای دوم مانند Arbitrum و اخیراً Base متمرکز شده است.
اکوسیستم لایه ۲ اتریوم و آینده آن
کارشناسان معتقدند که اکوسیستم لایه ۲ به نوعی راهحلی میانمدت است؛ امنیت اتریوم حفظ میشود و عملکرد معاملات بهبود یافته است. شبکههایی مانند Arbitrum و Base بلوک تایم را کاهش دادند و جذابیت آنها به عنوان مقصد معاملات افزایش یافته است، چرا که کاربر و نقدینگی در آنها بیشتر است.
Chris Boulous از Dromos Labs بر اهمیت بنیادی مفهومی تجارت شبکهای تاکید میکند. او میگوید که تترهایپرپتها باید در جایی ساخته شوند که نقدینگی و کاربران وجود دارند و این خود یک فرآیند خودتکاملی است. پروتکلها در محل حضور معاملهگران راهاندازی میشوند و نقدینگی دنبال تریدرها میرود، که این موضوع باعث میشود Aerodrome همچون یک مکمل برای صرافیهای پرپت باشد نه رقیب آنها.
جایگاه سولانا و Hyperliquid
در همین حال، اکوسیستم لایه ۲ اتریوم تنها گزینه نیست. Hyperliquid شبکه خاصی را ساخته است که تقریباً برای معاملات پرپت بهینه شده است. سولانا نیز با هزینههای پایین و جامعه بزرگ معاملهگران خرد، در این رقابت نقش مهمی ایفا میکند. Smith از Jito معتقد است که حجم معاملهگران خرد و فعالیت روزمره، اهمیت زیادی دارد و سولانا در این زمینه برتری دارد.
علاوه بر این، او بر مشکلی به نام تکهتکهگی در اتریوم تأکید میکند. این تکهتکهگی در نتیجه پراکندگی نقدینگی و کاربر در چندین سیستم عامل است که این امر، تجربه کاربران را کمکارآمد میسازد. استراتژیهای اتریوم برای مقیاسپذیری بیشتر روی لایههای دوم تمرکز دارند، هرچند این موضوع هنوز هم چالشهایی در بههمپیوستن و کارآمدی دارد.
نقش اتریوم در بازارهای نهادی
کسانی که نهادهای مالی بزرگ را در نظر میگیرند، معتقدند اتریوم هنوز نقش مهمی در زیرساختهای مالی بازی میکند. Matthieu Saint Olive از MetaMask بر این نکته تأکید میکند که هدف اصلی اتریوم، بخشهایی از عملیات مالی است که از طریق بروزرسانیهای لایه دوم، کارایی و استقرار بهتر را فراهم میکند.
وی همچنین خاطرنشان میکند که تمرکز بر سرعت اجرایی، نقدینگی عمیقتر و کارایی سرمایه، کلید موفقیت است. Warner نیز میگوید که نهادهای بزرگ هنوز به نقدینگی، وامهای متقاطع و قابلیت تجارت بدون هدر رفتن سرمایه نیاز دارند.
در نهایت، Boulous بر این باور است که داشتن قابلیت انجام کارهایی درون شبکه که در بازارهای سنتی یا با هزینه کمتر قابل انجام نیست، هدف اصلی است. اگر اتریوم بتواند مشکلاتی همچون تکهتکهگی، تعامل بهتر بین شبکهها و تجربه کاربری روانتر را حل کند، نقش آن در بازارهای پرپت همچنان حیاتی باقی خواهد ماند.




